تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی
و خدایی که در این نزدیکی است
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب، روی قانون گیاه
و دوستی بهتر از برگ درخت
بهتر از آب روان...
ادامه...
مسئول
مصدوم را به حال خودش میگذاری و نهایت لطفی که میکنی اینست که اخطار میدهی سریعتر خودت را به یک دکتر نشان بده...! همراهی؟ کمک؟
یک سونات و سه مهتاب
اینجوری است که می بینی جامعه منحط شده، سقوط کرده، به تعهد و وجدان و حرفی که از دهنش زده پشت می کند...
چرا حال انسان امروزی خوب نیست ؟
چقدر از این اتفاقات توی ناخودآگاه آدم ها نشست کرده و ازش ساده گذشتیم.راستی نکند حال انسان امروزی به خاطر همین مسائل ریز بد باشد
قربان قهر و مهرت
بی خیال عاشقی نشو. زندگی بدون عشق، امکانپذیر هست لکن دلپذیر نیست. عشق به نوعی، کُنده های درشت زندگی را خرد میکند.
مترونوشت: رفتار شهروندی
رسید: «رفتار شهروندی؟» بعد شروع کرد به خندیدن. مسافرهای دیگر هم تکرار کردند: «رفتار شهروندی!» بعد همگی زدند زیر خنده
غمی بی پایان بر لبی خندان
کسانی که به دیدن من می آیند محزون می آیند و با لبخند می روند. این لبخند اما نشان شادی درون نیست لبخندی ست به تضادها و بیچارگی..
مریم بانو
یکشنبه 11 فروردینماه سال 1392 ساعت 12:28 ق.ظ
خیلی جالبه عکس و کیفیتش و منظره ای که ثبت شده!
!! راستی شما که نمی خواین حلزون تبلیغ کنید؟ (با توجه به تبلیغ گسترده در رسانه ها!!)
تبلیغ حلزون را اتفاقا امروز برای اولین بار دیدم در تلویزیون (به ندرت تلویزیون تماشا می کنم) و تبلیغش هم به نظر غیر علمی و دهان پر کن میاد و خیلی مشکوک!!! فردا هم احتمالا تبلیغ شامپو از عصاره یال اسب و کرم ترک پا از عصاره سُمّ بوفالو و نرم کننده از عصاره تاج خروس و خمیردندان از عصاره دندان کوسه و قطره چشمی از عصاره اشک عقاب و مکمل افزایش قد از عصاره گردن زرافه و ... هم خواهد اومد! این عکس، در یه نگاه بیشتر به نظرم اومد از این موقعیت های رمانتیک باشه، البته نه به اندازه اون عکس سنجاب هایی که آویزون شده و گل هدیه می کنه...
مریم بانو
یکشنبه 11 فروردینماه سال 1392 ساعت 01:56 ب.ظ
امیدوارم کار به اونجا نکشه.
آخه من نمیدونم چرا برای این چیزا هزینه میشه؟یعنی اونقدر به تبلغات اعتماد دارن؟
اون مطالبی که ردیف شده بعنوان داروهای عجیب جالبند!می تونیم روش سرمایه گذاری کنیم و حسابی هم بازار داره!باور کنین!!
خب، بالاخره در یک بازار هفتاد میلیونی اگر شرکت بتونه با این تبلیغات حداقل 0.1% بازار را جذب کنه (که جدب میشه و بیشتر از این ها هم میشه!)، خودش خیلی زیاده، یعنی 70هزار نفر، فروش یه محصول شیمیایی با یه فرمول ثابت به همین تعداد هم مطمئن باشید بسیار پر سود خواهد بود؛ در واقع پرکردن قوطی و جعبه با یک ماده از پرسودترین تولیدات هست. ممکنه به هر حال فرمول شیمیایی و ماده مفیدی هم داشته باشه که مصرف کننده را راضی کنه اما الزاما از حلزون گرفته نشده باشه. تبلیغات در صدا و سیما با این کیفیت حداقل ثانیه ای یک میلیون را برای آقایون آب می خوره! مردم به هر حال براشون این طوری جا افتاده که هرچی از رسانه می بینند باور کنند. مثلا فیلم های سینمایی را به عنوان واقعیت زندگی خارجی ها می پذیرند در حالی که خیلی وقت ها هدف یک فیلم صرفا سرگرمی یا بیان دیدگاه های یک نفر هست... از این گذشته الان در دنیا فروش یک کالا از تولیدش مهم تر داره میشه. یعنی رقابت، بازاریابی، بازارسازی و بازارگشایی کاری تخصصی شده و در حال رشد هست؛ در دنیا سالیانه میلیاردها دلار خرج تبلیغات میشه. می بینید که شرکت هایی مثل گوگل درآمد اصلیشون از تبلیغات هست ... خیلی بازار پیچیده ایست... ممنون، خب، والا به رشته بنده که نمی خوره! ولی الان سنتز مواد شیمیایی مورد استفاده در صنایع و کاربردهای مختلف هم یکی از گسترده ترین موضوعات کاری شرکت های کوچک و دانش بنیان هست وبسیار هم جای کار داره، اگر کسی صبر لازم را داشته باشه...
مریم بانو
سهشنبه 13 فروردینماه سال 1392 ساعت 08:06 ب.ظ
ای آقا! نه تخصص میخواد و نه سررشته! فقط باید اهل ریسک باشیم.
تبلیغات حرف اول رو می زنه اما مخاطب هم باید کمی عاقل باشه.
بگذریم.ممنون که وقت گذاشتین و خواندین و پاسخ دادین.
آره، بعضی کارها بیشتر از همه سرمایه می خواد. بعضی کارها هم علم می خواد و بعضی کارها ترکیب این ها و همه اش به ریسک پذیر بودن نیاز داره. وگرنه کار ثابت و امن، درآمد ثابت هم داره و مهم تر از همه ممکنه جذابیت و پیشرفت لازم را هم نداشته باشه. ممنون از نظراتتون. باعث شدید کامنت ها از متن جلو بزنه؛ ببخشید اگر افاضات طویل شد و تکرار بدیهیات.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
خیلی جالبه عکس و کیفیتش و منظره ای که ثبت شده!

!! راستی شما که نمی خواین حلزون تبلیغ کنید؟
(با توجه به تبلیغ گسترده در رسانه ها!!)
تبلیغ حلزون را اتفاقا امروز برای اولین بار دیدم در تلویزیون (به ندرت تلویزیون تماشا می کنم) و تبلیغش هم به نظر غیر علمی و دهان پر کن میاد و خیلی مشکوک!!! فردا هم احتمالا تبلیغ شامپو از عصاره یال اسب و کرم ترک پا از عصاره سُمّ بوفالو و نرم کننده از عصاره تاج خروس و خمیردندان از عصاره دندان کوسه و قطره چشمی از عصاره اشک عقاب و مکمل افزایش قد از عصاره گردن زرافه و ... هم خواهد اومد!
این عکس، در یه نگاه بیشتر به نظرم اومد از این موقعیت های رمانتیک باشه، البته نه به اندازه اون عکس سنجاب هایی که آویزون شده و گل هدیه می کنه...
امیدوارم کار به اونجا نکشه.
آخه من نمیدونم چرا برای این چیزا هزینه میشه؟یعنی اونقدر به تبلغات اعتماد دارن؟
اون مطالبی که ردیف شده بعنوان داروهای عجیب جالبند!می تونیم روش سرمایه گذاری کنیم و حسابی هم بازار داره!باور کنین!!
خب، بالاخره در یک بازار هفتاد میلیونی اگر شرکت بتونه با این تبلیغات حداقل 0.1% بازار را جذب کنه (که جدب میشه و بیشتر از این ها هم میشه!)، خودش خیلی زیاده، یعنی 70هزار نفر، فروش یه محصول شیمیایی با یه فرمول ثابت به همین تعداد هم مطمئن باشید بسیار پر سود خواهد بود؛ در واقع پرکردن قوطی و جعبه با یک ماده از پرسودترین تولیدات هست. ممکنه به هر حال فرمول شیمیایی و ماده مفیدی هم داشته باشه که مصرف کننده را راضی کنه اما الزاما از حلزون گرفته نشده باشه. تبلیغات در صدا و سیما با این کیفیت حداقل ثانیه ای یک میلیون را برای آقایون آب می خوره! مردم به هر حال براشون این طوری جا افتاده که هرچی از رسانه می بینند باور کنند. مثلا فیلم های سینمایی را به عنوان واقعیت زندگی خارجی ها می پذیرند در حالی که خیلی وقت ها هدف یک فیلم صرفا سرگرمی یا بیان دیدگاه های یک نفر هست... از این گذشته الان در دنیا فروش یک کالا از تولیدش مهم تر داره میشه. یعنی رقابت، بازاریابی، بازارسازی و بازارگشایی کاری تخصصی شده و در حال رشد هست؛ در دنیا سالیانه میلیاردها دلار خرج تبلیغات میشه. می بینید که شرکت هایی مثل گوگل درآمد اصلیشون از تبلیغات هست ... خیلی بازار پیچیده ایست...
ممنون، خب، والا به رشته بنده که نمی خوره! ولی الان سنتز مواد شیمیایی مورد استفاده در صنایع و کاربردهای مختلف هم یکی از گسترده ترین موضوعات کاری شرکت های کوچک و دانش بنیان هست وبسیار هم جای کار داره، اگر کسی صبر لازم را داشته باشه...
ای آقا!
نه تخصص میخواد و نه سررشته!
فقط باید اهل ریسک باشیم.
تبلیغات حرف اول رو می زنه اما مخاطب هم باید کمی عاقل باشه.
بگذریم.ممنون که وقت گذاشتین و خواندین و پاسخ دادین.
آره، بعضی کارها بیشتر از همه سرمایه می خواد. بعضی کارها هم علم می خواد و بعضی کارها ترکیب این ها و همه اش به ریسک پذیر بودن نیاز داره. وگرنه کار ثابت و امن، درآمد ثابت هم داره و مهم تر از همه ممکنه جذابیت و پیشرفت لازم را هم نداشته باشه.
ممنون از نظراتتون. باعث شدید کامنت ها از متن جلو بزنه؛ ببخشید اگر افاضات طویل شد و تکرار بدیهیات.