دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟
کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من
ز من هر آن که او دور، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی، به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم، در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
_________________________
شعر:سیمین بهبهانی/ آواز: همایون شجریان/ آلبوم: نسیم وصل / هوای گریه
پی نوشت:
چشم دل به سویی: هوسی در سر داشتن و نظری به غیر داشتن.
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری: یعنی در آسمان خاطر من، ستاره های امید زیر ابر دلگرفتگی و هجران پوشیده شده و این ابر هوای باریدن دارد
ممنون از شعر و همچنین توضیحات.
ممنون، تراوشی عامیانه بود از ذهن؛ اگر نکته ای و توضیحی هست، ممنون می شوم از تذکرتان