ویژگی
بنیادی دولـت، از همان آغاز، تاکید بر تمرکز سـیاسی و تلاش برای ایجاد
اقتـدار دولـت مرکزی بود... پوشش اندیشهای این تمرکزگرایی تشیـع بود... این
تمرکزگرایی سبب نشد که دولـت رسیدگی به جنبههای گوناگون زندگی اجتماعی را
بخشی از وظایف خود بداند و گرچه دولـت برای بهبود و آسانتر شدن زندگی
تلاشهایی صورت میداد، این امر نه به عنوان وظیفهی اصلی و کارکرد مهم
دولـت، بلکه بخشی از سـیـاسـت آن در جهت استقرار قدرت سـیـاسی بود... آنچه بیش از
هر چیزی جنبههای گوناگون حیات اجتماعی را فعال میکرد، تکاپوهای درونی
خود جامعه بود، نه دولـت.
آنچه
خواندید، تاریخ ایران امروز نیست که آیندگان خواهند نوشت. اینها تکههایی
بود از کتاب «ساختار نهاد و اندیشهی دینـی در ایران عصر صفـوی»، نوشتهی
منصور صفتگل، صفحههای ۳۱۶ و ۳۱۷، با کمی تلخیص
نقل از:
کدئین