سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا
دعا که می کنی ... سرت را آنقدر پایین نگه دار
که چشمت به حواس ِ از نفس افتاده اش نیافتد
دستت که به دامنش رسید .....
از عفت بر باد رفته ی دنیا بگو
قلبت را تـرک به ترک پیش بکش / پی به ایمان ِ بند خورده ات نبرد
گریه هایت را کــــــــــــش بده دوباره خدایی اش را باور کند
شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد
فقط یادت باشد ..... به روی خودت هم نیاوری
کسانی ... روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند
که صندلی خالی اش را / وجب به وجب سند زده اند ...